تاملات اجتماعي
حامد بخشي
تاملات اجتماعي
روي خط اخبار
چهارشنبه‌سوری به دلیل ممنوعیت‌ها حالت زیرزمینی پیدا کرد

یک جامعه‌شناس گفت: به دلیل ممنوعیت‌هایی که در سال‌های گذشته نسبت مراسم چهارشنبه‌سوری وجود داشت این مراسم از شکل آیینی خارج و حالت زیرزمینی پیدا کرد.

( 440 بازدید)

خطر فروپاشی اجتماعی میان اقشار مختلف جامعه
ک جامعه‌شناس با توجه به مسائل اجتماعی به وجود آمده در ماه‌های اخیر، نسبت به خطر فروپاشی اجتماعی میان اقشار مختلف جامعه هشدار داد. دکتر حامد بخشی در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا- منطقه خراسان، اظهار کرد: مسائل اجتماعی به وجود آمده در ماه‌های اخیر نشانه‌های هشداردهنده‌ای از به وجود آمدن شکاف‌های اجتماعی و کشمکش‌های میان سنخ‌های اجتماعی مختلف است که تهدید بزرگی برای جامعه به شمار می‌رود و در صورت تداوم می‌تواند به فروپاشی اجتماعی جامعه منجر شود. ( 875 بازدید)

مدیریت واحد گردشگری وظیفه میراث فرهنگی است
پژوهشگر گروه اجتماعی پژوهشکده گردشگری جهاددانشگاهی گفت: در حوزه مدیریت واحد اقامتی کم‌کاری وجود دارد، گاهی اوقات به دلیل فعالیت چند سازمان تداخل سازمانی به وجود می‌آید، اما اکنون مجموع مراکز اقامتی رها شدند و در عمل کسی وجود ندارد که بخواهد تداخلی شکل بگیرد. ( 820 بازدید)

یک جامعه‌شناس مطرح کرد: متاهلان، بیشترین مخاطبان سایت‌ها و دفاتر همسریابی ایرانی
یک جامعه‌شناس گفت: متاهلان، بیشترین مخاطبان سایت‌ها و دفاتر همسریابی در ایران هستند. دکتر حامد بخشی در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، با اشاره به اینکه برخی از دفاتر همسریابی در قالب دنیای مجازی و از طریق وب‌سایت فعالیت دارند، عنوان کرد: تفاوتی که میان سایت‌های دوست‌یابی در کشورهای خارج و سایت‌های ایران مشاهده می‌شود نوع مخاطبان آن است زیرا بیشتر مخاطبان آن‌ها در ایران افراد متاهل هستند در صورتی که بیشتر مخاطبان سایت‌های دوست‌یابی در کشورهای خارجی را مجردان تشکیل می‌دهند. ( 848 بازدید)

پژوهش نهادی نیازمند استمرار و تدوام است
عضو هیات علمی پژوهشکده گردشگری جهاددانشگاهی با تاکید بر لزوم حفظ استمرار در پژوهش تاکید کرد: پژوهش نهادی نیازمند استمرار و تدوام است. دکتر حامد بخشی در گفت‌وگو با خبرنگار دانشگاهی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- منطقه خراسان، با اشاره به اینکه تاریخچه پژوهش به عمر بشر بازمی‌گردد، اظهار کرد: انسان‌ها به منظور افزایش سازگاری با محیط، نیاز به دانشی دارند که به آن‌ها در این راستا کمک کند. برای این منظور، در جریان توسعه تقسیم کار، افرادی متولی انجام پژوهش، به معنا تمرکز بر یافتن راه حل‌هایی برای تقویت سازگاری با محیط شدند. بدین ترتیب، حوزه پژوهش به وجود آمد. ( 858 بازدید)

كارگاه ها و سخنراني ها
معرفي من

حامد بخشي دكتراي جامعه شناسي اقتصادي و توسعه از دانشگاه فردوسي و عضو هيات علمي جهاد دانشگاهي مشهد است. موضوعات تحقيقاتي مورد علاقه او به لحاظ روش شناختي، مطالعات اسنادي به ويژه تحليل محتواي رسانه ها و به لحاظ نظري، جامعه شناسي فرهنگي است. در حال حاضر در برخي دانشگاه هاي شهر مشهد مشغول به تدريس است.


بررسی عناصر و روایت های اجتماعی «چند متر مکعب عشق»

فیلم داستان جماعتی از طبقه پایین مهاجران افغانی است که بدون مجوز وارد مرز شده‌اند، مخفیانه به کارهای یدی مشغول هستند و در خانه های نیمه مخروبه ای زندگی میکنند. بدنه اجتماعی فیلم را وضعیت این مهاجران و رابطه آنان را جامعه میزبان می سازد. مابقی، ماجرایی عاشقانه است که این بدنه را راه می برد و مخاطب را به دنبال خود می کشاند. فیلم هم از منظر ماجرای عاشقانه خود قابلیت نقد دارد (که این نوشتار بدان نمی پردازد) و هم از زاویه تصویر و روایتی که کارگردان از رابطه مهاجران افغان و جامعه میزبان به دست می دهد.

اگر بخواهیم یک سنخ بندی از مهاجران افغان به دست دهیم می توان آنها را بر حسب موقعیت اجتماعی که دارند تقسیم بندی کرد:

1. گروهی از مهاجران که افراد متمولی یا صاحب نفوذی محسوب می شوند، با خود سرمایه قابل توجهی به کشور میزبان آورده اند و یا پایگاه اجتماعی - سیاسی قابل توجهی دارند که موجب می شود جامعه میزبان به دلایل اقتصادی و یا کشور میزبان به دلایل سیاسی پذیرایی مناسبی از آنان به عمل آورد.

2. افرادی فاقد سرمایه و یا پایگاه اقتصادی و سیاسی قابل توجهی هستند و همچنین مهارت یا دانش آکادمیک قابل توجهی ندارند و معمولا به مشاغل رده پایین اشتغال دارند. برخی از این افراد به صورت قانونی وارد کشور شده‌اند و البته تهدید لغو مجوز را با خود به همراه دارند؛ و برخی دیگر که وضعیت دشوار تری دارند آنهایی هستند که به صورت غیر قانونی وارد کشور شده‌اند و به همین خاطر در معرض انواع تهدیدها و سوء استفاده های کاری و اقتصادی قرار دارند.

فیلم تلاش کرده تا وضعیت زندگی این گروه دوم را که اکثریت را نیز در بین مهاجران افغان دارا هستند به تصویر بکشد. تهدید دائمی شناسایی توسط نیروهای انتظامی و وادار کردن آنها به خروج از کشور، موجب شده تا آنها به وضعیت معیشتی بسیار ناگواری تن در دهند. فیلم تصویر می کند که چگونه با اعلام خبر ورود نیروهای انتظامی آنها همگی- اعم از زن و مرد و بزرگ و کوچک- شتابانه به درون کالی که در آن آب هم جمع شده پنهان می شوند و ساعتی را در آن فضای دم گرفته با مشکلات مختلفی که می تواند آن فضا برای آنها فراهم آورد تحمل می کنند. گذشته از سختی های فیزیکی این وضعیت، حس تحقیری که از این فرار و اختفاها به این مهاجران دست می دهد نیز دشواری دیگری است که نهایتا عبدالسلام را- که برای خود شان و شخصیتی قائل بوده (و محصول پایگاه اجتماعی او در کشور خود و نیز مهاجران است)- به این نتیجه می رساند که باید به کشور خود بازگردد. مهاجران افغان دشواری دوگانه ای دارند: از سویی ناامنی موجود در جامعه خاستگاه و یا فقدان کار و امکانات معیشتی، آنها را به سوی مهاجرت به کشوری دیگر که وضعیت زندگی در آن قدری بهتر باشد سوق می دهد. همچنین آنها این امید را دارند که با کار و پس انداز در این جامعه بتوانند زندگی مناسب تری را در جامعه خاستگاه خود آغاز کنند. آنها حاضرند نیروی کار خود را به قیمتی ارزان بفروشند که این امر می تواند برای جامعه میزبانی که در وضعیت مطلوبی قرار دارد فرصت مناسبی باشد. اما جامعه میزبان نیز اگرچه برخی استانداردهای زندگی - مهمترین شان امنیت- را دارد، خود با مشکلات بیکاری و فقدان اشتغال و درآمد برای بخش قابل توجهی از نیروی کار خود مواجه است. سنخ نمای این افراد دایی غفور -کارگر ایرانی- است که جویای کار است و نمی یابد. او می بیند در کشور خودش در حالیکه نیازمند کار است، این کار به مهاجران افغان داده شده و معیشت او را دچار مشکل اساسی کرده است. در واقع، کار در جامعه میزبان منبع کمیابی شده که بخشی از جامعه میزبان و مهاجران بر سر آن رقابت دارند. در بازار آزاد مهاجران به دلیل ارائه قیمت پایین تر پیروز هستند. در اینجا دیگر از دید غفور، مهاجر افغان یک میهمان نیست، بلکه مهاجمی است که کار و معیشت او یا بستگانش را از او گرفته است. این امر موجب تخاصم میان بخشی از جامعه میزبان - یعنی ارائه کنندگان و فروشندگان نیروی کار- و بخشی از مهاجران - یعنی فروشندگان نیروی کار یدی- می گردد. اما این دسته از مهاجران به دلیل قیمت کار ارزانشان، برای بخشی از جامعه میزبان- کارفرما یا خریدار نیروی کار- فرصت هستند. کارفرمایان از این دسته از مهاجران استقبال می کنند به این دلیل که سودآوری آنان را بیشتر می کنند. اینجا همان انحراف از واقعیتی است که فیلم دچار آن شده است. یعنی دیگر آقای صاحبی سنخ نمای کارفرمای ایرانی که به دلیل سود، پذیرای مهاجران کارگر افغان است، نیست. صاحبی در اینجا فرد خیری است که نه به دلایل اقتصادی و نفع شخصی، بلکه به دلایل خیرخواهانه به کارگران افغان به صورت قاچاق اسکان و کار می دهد. اینجا همان نقطه فاصله گرفتن فیلم از واقعیت اجتماعی است. یعنی فیلم از بیان یک وضعیت اجتماعی به روایت یک وضعیت خاص شخصی تغییر جهت می دهد. به همین سان، دیالوگ های میان عبدالسلام به عنوان نماینده مهاجران غیر قانونی کارگر افغان با صاحبی از نظر بازنمایی واقعیت اجتماعی فاقد اعتبار می شود. در این دیالوگ عبدالسلام از رفتار توهین آمیز همراه با تحقیر ایرانیان شکایت می کند و این را دلیل «دختر ندادن» خود به صابر به عنوان یک فرد ایرانی عنوان می کند. جواب صابری پاسخی است کاملا شخصی که حتی در فضای داستان فیلم هم سخن سستی است. پاسخ او همراه با یک استفهام انکاری با این مضمون است که «من» با تو رفتار توهین آمیزی نداشته ام. خوب! این چه چیزی را اثبات می کند؟ مگر عبدالسلام قرار است به صابری «دختر بدهد»؟! داستان البته تمرکز ماجرایی خود را بر روی روایت عاشقانه صابر به مرونا و مخالفت پدر قرار می دهد. طبق یک ساخت متداول داستان های عاشقانه، دو عاشق تصمیم می گیرند مانع را دور بزنند یا از آن بگریزند که البته با رخ دادن یک حادثه (بسته شدن راه خروج) آنها اجبارا کنار یکدیگر می مانند و البته می میرند.

فیلم توانسته در ضمن یک داستان عاشقانه، تصویر خوبی از «وضعیت» زندگی بخشی از مهاجران افغان بدهد، اما در توصیف تعارضات آنان با جامعه میزبان و به ویژه تصویر عناصر جامعه میزبان نتوانسته به خوبی عمل کند؛ به علاوه اینکه در حالیکه تصویر خوبی از غفور ارائه داده، در توصیف کارفرما- صابری- کاملا از واقعیت اجتماعی منحرف شده است.

ارسال کننده:bakhshi      تاریخ: 1394.02.25

چاپ | ارسال | دفعات خوانده شده: 2118 |

جستجو در سايت

ورود به سايت




 


 مشکل در ورود به سيستم؟
 کاربر جديد؟ !عضو شويد
بازديدكنندگان
بازديدكنندگان امروز: 359
بازديدكنندگان ديروز:633
مجموع بازديدها: 4221843
كاربران برخط
در حال حاضر 0 كاربر عضو برخط.

کاربر ميهمان خوش آمديد عضوشويد.