تاملات اجتماعي
حامد بخشي
تاملات اجتماعي
روي خط اخبار
چهارشنبه‌سوری به دلیل ممنوعیت‌ها حالت زیرزمینی پیدا کرد

یک جامعه‌شناس گفت: به دلیل ممنوعیت‌هایی که در سال‌های گذشته نسبت مراسم چهارشنبه‌سوری وجود داشت این مراسم از شکل آیینی خارج و حالت زیرزمینی پیدا کرد.

( 776 بازدید)

خطر فروپاشی اجتماعی میان اقشار مختلف جامعه
ک جامعه‌شناس با توجه به مسائل اجتماعی به وجود آمده در ماه‌های اخیر، نسبت به خطر فروپاشی اجتماعی میان اقشار مختلف جامعه هشدار داد. دکتر حامد بخشی در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا- منطقه خراسان، اظهار کرد: مسائل اجتماعی به وجود آمده در ماه‌های اخیر نشانه‌های هشداردهنده‌ای از به وجود آمدن شکاف‌های اجتماعی و کشمکش‌های میان سنخ‌های اجتماعی مختلف است که تهدید بزرگی برای جامعه به شمار می‌رود و در صورت تداوم می‌تواند به فروپاشی اجتماعی جامعه منجر شود. ( 1253 بازدید)

مدیریت واحد گردشگری وظیفه میراث فرهنگی است
پژوهشگر گروه اجتماعی پژوهشکده گردشگری جهاددانشگاهی گفت: در حوزه مدیریت واحد اقامتی کم‌کاری وجود دارد، گاهی اوقات به دلیل فعالیت چند سازمان تداخل سازمانی به وجود می‌آید، اما اکنون مجموع مراکز اقامتی رها شدند و در عمل کسی وجود ندارد که بخواهد تداخلی شکل بگیرد. ( 1151 بازدید)

یک جامعه‌شناس مطرح کرد: متاهلان، بیشترین مخاطبان سایت‌ها و دفاتر همسریابی ایرانی
یک جامعه‌شناس گفت: متاهلان، بیشترین مخاطبان سایت‌ها و دفاتر همسریابی در ایران هستند. دکتر حامد بخشی در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، با اشاره به اینکه برخی از دفاتر همسریابی در قالب دنیای مجازی و از طریق وب‌سایت فعالیت دارند، عنوان کرد: تفاوتی که میان سایت‌های دوست‌یابی در کشورهای خارج و سایت‌های ایران مشاهده می‌شود نوع مخاطبان آن است زیرا بیشتر مخاطبان آن‌ها در ایران افراد متاهل هستند در صورتی که بیشتر مخاطبان سایت‌های دوست‌یابی در کشورهای خارجی را مجردان تشکیل می‌دهند. ( 1151 بازدید)

پژوهش نهادی نیازمند استمرار و تدوام است
عضو هیات علمی پژوهشکده گردشگری جهاددانشگاهی با تاکید بر لزوم حفظ استمرار در پژوهش تاکید کرد: پژوهش نهادی نیازمند استمرار و تدوام است. دکتر حامد بخشی در گفت‌وگو با خبرنگار دانشگاهی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- منطقه خراسان، با اشاره به اینکه تاریخچه پژوهش به عمر بشر بازمی‌گردد، اظهار کرد: انسان‌ها به منظور افزایش سازگاری با محیط، نیاز به دانشی دارند که به آن‌ها در این راستا کمک کند. برای این منظور، در جریان توسعه تقسیم کار، افرادی متولی انجام پژوهش، به معنا تمرکز بر یافتن راه حل‌هایی برای تقویت سازگاری با محیط شدند. بدین ترتیب، حوزه پژوهش به وجود آمد. ( 1221 بازدید)

كارگاه ها و سخنراني ها
معرفي من

حامد بخشي دكتراي جامعه شناسي اقتصادي و توسعه از دانشگاه فردوسي و عضو هيات علمي جهاد دانشگاهي مشهد است. موضوعات تحقيقاتي مورد علاقه او به لحاظ روش شناختي، مطالعات اسنادي به ويژه تحليل محتواي رسانه ها و به لحاظ نظري، جامعه شناسي فرهنگي است. در حال حاضر در برخي دانشگاه هاي شهر مشهد مشغول به تدريس است.


هی غرب! دشمن اصلی تو ما نیستیم، القاعده است!

تاریخ عرصه ظهور و سقوط تمدن ها است و اینچنین نخواهد بود که ظهور تمدن غرب پایان تاریخ باشد. تمدن نوین غرب که می توان بدو پیدایش آن را از قرن شانزدهم در نظر گرفت، همانند همه تمدن ها، چنین می نماید که فناناپذیر است و البته به دلیل لوازم تمدنی خویش- نظیر ساختار و فرآیندهای منظم و استوار- معمولا این ادعا توسط عموم پذیرفته می شود و بنای مشروعیت آن را نیز می گذارد. با این حال، در طول تاریخ شاهدیم که تمدن ایران باستان دو مرتبه- یک بار توسط یک سردار مقدونیر(اسکندر)، و بار دیگر توسط اعراب عمدتا بادیه نشین- سقوط کرد. پس از اسلام نیز حمله مغول و تاتار تمدن ایران اسلامی را در ایران به گونه ای از بین برد که این تمدن دیگر در ایران کمر راست نکرد و حتی ظهور صفویه نیز نتوانست مانع این افول گردد، تا کنون. در غرب، تمدن روم باستان اگرچه به طور مستمر با تمدن ایران باستان کشمکش و جنگ داشت، اما توسط حملات اقوام چادرنشین سقوط کرد. بدین ترتیب، نخست در می یابیم که عامل سقوط تمدن ها و امپراطوری ها در بسیاری موارد، نه امپراطوری ها و تمدن های رقیب، که از قضا جمعیت های غیر تمدنی و بدوی بوده است. با این حال، این تمدن ها همواره تهدید اصلی خود را از ناحیه تمدن ها، امپراطوری ها و کشورهای رقیب خود احساس می کرده اند و نیروی خود را در مقابله و از میان برداشتن آنها به تحلیل می برده اند. در نهایت امپراطوری ضعیف شده در این جنگ ها به راحتی توسط نیروهای منسجم اما غیر منظم جمعیت های غیر متمدن و بدوی از پای در می آمده است. ***** تمدن غربی به سرکردگی ایالات متحده، دشمن اصلی خود در نظم نوین جهانی را ایران می داند. چنانکه بوش سه کشور ایران، عراق و کره شمالی را محور شرارت نامید و در این میان عراق که دیگر وجود خارجی ندارد و کره شمالی کشوری است که تنها به خاطر دارا بودن سلاح هسته ای قابل توجه شده است و نه ایدئولوژی یا نفوذ قابل توجه در سایر کشورها. می ماند ایران که به دلایل متعدد جمعیتی، گستردگی، فناوری و توان دفاعی و مهمتر از همه نفوذ قابل توجه در کشورهای حساس همسایه اهمیت شایان توجهی دارد. علت دشمنی ایران و آمریکا نیز بیشتر ریشه در سوء تفاهم ها و رفتارهای نسنجیده طرفین دارد تا تضاد منافع جدی. جز اینکه ایران از انقلاب 57 به بعد به دشمن اصلی اسرائیل در خاورمیانه تبدیل شده است و لابی صهیونیسم در آمریکا در دشمن نمایی ایران نقش عمده ای داشته است. این امر در دولت دهم با سخنان غیر دیپلماتیک رئیس جمهور تشدید شد و دستمایه خوبی برای تبلیغات و تحرکات لابی صهیونیستی در آمریکا قرار گرفت تا مدعای خود بر اینکه ایران دشمن اصلی و اصلی ترین تهدید تمدن غرب به شمار می آید را در عرصه سیاست داخلی و خارجی ایالات متحده و حتی اتحادیه اروپا به کرسی بنشاند. البته در کنار ایران، کشورهای دیگری هم بوده و هستند که تهدیدی برای غرب نمایانده شده و می شوند و البته همه این کشورها یک خصلت مشترک و متفاوت با بقیه دارند: دشمنی با اسرائیل. اکثر دولت های خاورمیانه را دولت های مستبد تشکیل می دهند و این امر خاص عراق، سوریه، مصر یا لیبی نیست. اما اینکه تنها این کشورها مورد حملات غرب قرار گرفته اند در وجه مشترکی ریشه دارد که ذکر شد. دولت صدام پس از اینکه کارکرد خود در مقابله و تضعیف ایران در جنگ تحمیلی هشت ساله را از دست داد، دیگر برای غرب سودی نداشت و حمایت های صریح او از حماس تحمل ناپذیر شده بود. وجهه این دولت نیز در جنگ با ایران به قدر کافی خراب شده بود که با بهانه کاذب سلاح های شیمیایی (که امروزه کذب آن مشخص و اعلام شده است) بتوان آن را بر انداخت. ایران به دلایل مختلف ژئوپولیتیکی، نظام شبه دموکراتیک، پشتوانه مردمی قابل توجه و نفوذی که در کشورهای دیگر داشته و دارد، به راحتی عراق آماده اجرای گزینه نظامی نبوده است. به همین خاطر ابتدائا به دست گرفتن کشورهای همسایه و کاهش نفوذ این کشور مورد عمل واقع شد. به همین ترتیب، نظام استبدادی سوریه دستمایه ای برای تقویت نیروهای مخالف این کشور قرار گرفت و جنگ داخلی در سوریه ایجاد شد که تا کنون ادامه دارد. این در حالی است که دولت اسد یک دولت سکولار است و با مبانی سیاسی غرب همراهی و سازگاری بیشتری دارد تا سایر دولت های خاورمیانه. بدین ترتیب، می بینیم که دولت هایی که دشمن و تهدید تمدن غرب محسوب شده اند، در واقع تهدید این تمدن نبوده و نیستند و حتی با اصول و مبانی این تمدن سازگاری بیشتری دارند تا سایر دولت های خاورمیانه که غرب آنها را دوست و همراه خود قلمداد می کند و مسایل مختلف درون این کشورها را مورد اغماض قرار می دهد. مسلما سطح دموکراسی در عربستان سعودی به مراتب پایین تر از سوریه و ایران است، اما در حالیکه کوچکترین اقدامات خلاف دموکراتیک در این کشورها بزرگنمایی می شود، عربستان سعودی همواره در سکوت رسانه ای غرب قرار می گیرد. این بدان خاطر است که غرب، عربستان را دشمن خود نمی داند اما ایران و سوریه را برای بقای خود تهدید اصلی به شمار می آورد(این توهمی است که به خود ما هم سرایت کرده و خودمان را دشمن و مایه نابودی غرب می پنداریم!). ***** از دو مقدمه بالا نتیجه گیری می کنم: تمدن غرب دچار همان مشکل و آفتی است که تمدن های ساقط پیشین دچار آن شده بودند و آن خطا در برآورد دشمن و تهدید اصلی و صرف نیرو و توان برای از بین بردن دشمن خیالی است، در حالیکه دشمن واقعی در این فضای بی توجهی به رشد و نمو خود ادامه می دهد. این دشمن القاعده است. مجموعه ای پراکنده اما منسجم، با قابلیت نیروگیری از کشورهای مختلف، برخورداری از یک ایدئولوژی قاطع و توجیه گر دینی و مستقل از ساختارهای تمدنی نوین که قابلیت کنترل و مقابله با آن را به طور قابل توجهی کاهش داده است. ریشه دینی این جریان در قرائت خاصی از اسلام- مکتب کلامی ابن تیمیه که از منشعبات آن وهابیت است- قرار دارد و حمایت های مالی خود را عمدتا از کشورهای ثروتمند حاشیه خلیج نظیر عربستان سعودی (و جدیدا قطر) می گیرد. این جریان اولین ضربه جدی، موثر و اعجاب انگیز خود را در یازدهم سپتامبر به ایالات متحده زد. این اتفاق در زمانی افتاد که ایالات متحده برای مقابله با ایران، از طالبان- که یک نیروی نظامی القاعده است- حمایت کرده بود. در نتیجه این اقدام، ایالات متحده طالبان را که زمانی از او حمایت کرده بود، خود ساقط کرد و دولت جدید افغانستان را بر سر کار آورد. با این حال، القاعده نه تنها در افغانستان سرکوب نشد، که در کشورهای دیگر هم نشو و نما یافت، به طوریکه در عراق یک جریان تروریستی تاثیرگذار است و اخیرا با استفاده از فضای به وجود آمده در سوریه دست به بسیج نیرو و تقویت فعالیت ها و قوای نظامی خود زد. ولید معلم به درستی در حاشیه اجلاس سازمان ملل بیان کرد که اکنون سوریه خط مقدم مبارزه با تروریسم است و غرب به جای مقابله با سوریه باید به کمک او بیاید. اما خطا در تشخیص دشمن واقعی باعث شد تا غرب تمرکز خود را بر ساقط کردن دولت اسد- ولو به بهای قوت گرفتن القاعده- قرار دهد و امروزه با دریافتن اینکه کمک های او به جبهه آزاد سوریه می تواند به راحتی به دست القاعده بیفتد در حمایت های خود تجدید نظر کرده است. بدین ترتیب، در یک نگاه عبرت گیرانه از تاریخ به نظر می رسد القاعده در حال رشد و تقویت در راستای سرنگونی تمدن غربی است. شاید این ادعا- حتی تصورش- خنده دار به نظر بیاید، اما چنین ادعایی البته برای رومیان باستان و ساسانیان نیز بیش از این خنده دار بود! غرب تحت تاثیر اسرائیل تمام تلاش خود را بر یک امر متمرکز کرده است: تضمین و تقویت بقای اسرائیل؛ و این در حالی است که به صورت جدی توسط نیروهای القاعده که به لحاظ ساختاری از ویژگی هایی عکس آنچه تمدن غرب بر آن بنا شده، برخوردارند تهدید می شود. به نظرم، اگر غرب در اولویت گذاری های خود تجدید نظر جدی نکند و در یک اقدام همکارانه با ایران و سایر کشورهایی که از جنس تمدن نوین هستند اقدام به مبارزه همه جانبه، پر هزینه و قاطع با القاعده نکند، در آینده نه چندان دور بایستی گردش دیگر تاریخ را نظاره گر باشیم!

ارسال کننده:bakhshi      تاریخ: 1392.11.22

چاپ | ارسال | دفعات خوانده شده: 2871 |

جستجو در سايت

ورود به سايت




 


 مشکل در ورود به سيستم؟
 کاربر جديد؟ !عضو شويد
بازديدكنندگان
بازديدكنندگان امروز: 5
بازديدكنندگان ديروز:707
مجموع بازديدها: 4360683
كاربران برخط
در حال حاضر 0 كاربر عضو برخط.

کاربر ميهمان خوش آمديد عضوشويد.