تاملات اجتماعي
حامد بخشي
تاملات اجتماعي
روي خط اخبار
چهارشنبه‌سوری به دلیل ممنوعیت‌ها حالت زیرزمینی پیدا کرد

یک جامعه‌شناس گفت: به دلیل ممنوعیت‌هایی که در سال‌های گذشته نسبت مراسم چهارشنبه‌سوری وجود داشت این مراسم از شکل آیینی خارج و حالت زیرزمینی پیدا کرد.

( 823 بازدید)

خطر فروپاشی اجتماعی میان اقشار مختلف جامعه
ک جامعه‌شناس با توجه به مسائل اجتماعی به وجود آمده در ماه‌های اخیر، نسبت به خطر فروپاشی اجتماعی میان اقشار مختلف جامعه هشدار داد. دکتر حامد بخشی در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا- منطقه خراسان، اظهار کرد: مسائل اجتماعی به وجود آمده در ماه‌های اخیر نشانه‌های هشداردهنده‌ای از به وجود آمدن شکاف‌های اجتماعی و کشمکش‌های میان سنخ‌های اجتماعی مختلف است که تهدید بزرگی برای جامعه به شمار می‌رود و در صورت تداوم می‌تواند به فروپاشی اجتماعی جامعه منجر شود. ( 1313 بازدید)

مدیریت واحد گردشگری وظیفه میراث فرهنگی است
پژوهشگر گروه اجتماعی پژوهشکده گردشگری جهاددانشگاهی گفت: در حوزه مدیریت واحد اقامتی کم‌کاری وجود دارد، گاهی اوقات به دلیل فعالیت چند سازمان تداخل سازمانی به وجود می‌آید، اما اکنون مجموع مراکز اقامتی رها شدند و در عمل کسی وجود ندارد که بخواهد تداخلی شکل بگیرد. ( 1198 بازدید)

یک جامعه‌شناس مطرح کرد: متاهلان، بیشترین مخاطبان سایت‌ها و دفاتر همسریابی ایرانی
یک جامعه‌شناس گفت: متاهلان، بیشترین مخاطبان سایت‌ها و دفاتر همسریابی در ایران هستند. دکتر حامد بخشی در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، با اشاره به اینکه برخی از دفاتر همسریابی در قالب دنیای مجازی و از طریق وب‌سایت فعالیت دارند، عنوان کرد: تفاوتی که میان سایت‌های دوست‌یابی در کشورهای خارج و سایت‌های ایران مشاهده می‌شود نوع مخاطبان آن است زیرا بیشتر مخاطبان آن‌ها در ایران افراد متاهل هستند در صورتی که بیشتر مخاطبان سایت‌های دوست‌یابی در کشورهای خارجی را مجردان تشکیل می‌دهند. ( 1203 بازدید)

پژوهش نهادی نیازمند استمرار و تدوام است
عضو هیات علمی پژوهشکده گردشگری جهاددانشگاهی با تاکید بر لزوم حفظ استمرار در پژوهش تاکید کرد: پژوهش نهادی نیازمند استمرار و تدوام است. دکتر حامد بخشی در گفت‌وگو با خبرنگار دانشگاهی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- منطقه خراسان، با اشاره به اینکه تاریخچه پژوهش به عمر بشر بازمی‌گردد، اظهار کرد: انسان‌ها به منظور افزایش سازگاری با محیط، نیاز به دانشی دارند که به آن‌ها در این راستا کمک کند. برای این منظور، در جریان توسعه تقسیم کار، افرادی متولی انجام پژوهش، به معنا تمرکز بر یافتن راه حل‌هایی برای تقویت سازگاری با محیط شدند. بدین ترتیب، حوزه پژوهش به وجود آمد. ( 1286 بازدید)

كارگاه ها و سخنراني ها
معرفي من

حامد بخشي دكتراي جامعه شناسي اقتصادي و توسعه از دانشگاه فردوسي و عضو هيات علمي جهاد دانشگاهي مشهد است. موضوعات تحقيقاتي مورد علاقه او به لحاظ روش شناختي، مطالعات اسنادي به ويژه تحليل محتواي رسانه ها و به لحاظ نظري، جامعه شناسي فرهنگي است. در حال حاضر در برخي دانشگاه هاي شهر مشهد مشغول به تدريس است.


«یک عاشقانه ساده» و سرخوردگی طبقه متوسط جدید از اصلاحات دموکراتیک

فیلم سینمایی «یک عاشقانه ساده» سامان مقدم در سال 1390 ساخته شده است. داستان فیلم به یک رابطه عاشقانه در روستا مربوط می‌شود و کشمکشی که همانند بسیاری از داستان های عاشقانه میان خواستاری صاحب مکنت و عاشقی بی چیز بر سر دستیابی به معشوق ایجاد می‌شود.

در نگاه اول، همه چیز عادی به نظر می آید به علاوه نقدهایی که بر کارگردان از نظر رعایت نکات فیلمنامه ای نظیر لهجه شهری شخصیت های روستایی و بلکه به طور کلی «اطوار» شهری در یک جامعه روستایی وارد شده است. با این حال، می توان پوسته ظاهری فیلم را کنار زد و در یک لایه عمیق تر از همان چه نقطه ضعف فیلم به شمار می رود، سوال کرد: این گونه روایت و رفتار شخصیت های فیلم نشانه چیست؟

جورج لوکاچ سردمدار تحلیل ساختاری آثار ادبی- هنری است. او معتقد است بین یک اثر ادبی و هنری و «ساختار» جامعه ارتباطی برقرار است؛ به عبارت دیگر، ساختار یک اثر ادبی-هنری با ساختار جامعه ای که در آن رمان یا اثر هنری ساخته و پرداخته می‌شود تناظر برقرار است. به پیروی او لوسین گلدمن تحلیل محتوای تکوینی را مطرح می کند و می کوشد از طریق این روش به تناظر میان ساختار رمان و جامعه پی ببرد. برای نمونه، او نشان می دهد که چگونه بین رمان های آندره مالرو و ساختار جامعه فرانسه آن زمان ارتباط برقرار است. در چنین رویکردی، محقق به دنبال رابطه ساختاری بین یک فیلم و ساختار اجتماعی جامعه می گردد و این آن چیزی است که گمان می رود ورای ظاهر فیلم به دور از جامعه شهری و روایت فیلم فارغ از مسایل سیاسی-اجتماعی روز، فیلم به طرز عمیقی حاکی از وضعیت کنونی سیاست و جامعه شهری ایران است. فضای فیلم در ظاهر روستا است، یعنی که ساختارهای مادی روستا در آن حاکم است، اما افراد کاملا شهری هستند. نه تنها گویش شهری دارند، بلکه عادات و سبک زندگی شهری هم دارند. به شیوه شهری عشق می ورزند، با یکدیگر قرار ملاقات می گذارند، حتی برای گفتگو دختری را دعوت به کافی شاپ می کنند و .... در واقع، به نظر می رسد آنچه غفلت کارگردان از رعایت یک نکته ساده فیلمسازی- یعنی رعایت گویش بازیگران با محیط به تصویر کشیده شده- پنداشته می‌شود، یک جابه‌جایی تعمدی و نمادین برای نشان دادن تناقضی است که بین «ساختارهای مادی» جامعه و «سبک زندگی» افراد آن وجود دارد: همه ما «شهری» هایی هستیم که در یک «محیط روستایی» زندگی می کنیم! البته روستا کدخدایی دارد و افراد صاحب نفوذی و در اینجا، رقابت بین یک عاشق دیرینه و فردی صاحب مکنت بر سر یک «منبع کمیاب» یعنی معشوق برقرار می‌شود. انتظار می رود که پافشاری و تلاش عاشق فیلم را به نتیجه مورد انتظار ما- یعنی فائق آمدن او بر رقیب- برساند، اما چنین نمی شود. چرا؟
کشمکش های طبقه متوسط جامعه برای حاکم گرداندن ارزش های اجتماعی تساهل دینی و سبک زندگی مدرن از سال 1376 با پیروزی محمد خاتمی وارد دوره جدیدی شد. البته قشر دیندار سنتی و رادیکال نیز بیکار ننشست و پس از یک دوره کوتاه رخوت حاصل از شکست انتخاباتی دوم خرداد خود را منسجم کرده و به مبارزه تمام عیار با این قشر طبقه متوسط پرداخت. پس از آن، تمامی نقاط عطف این مبارزات به یک نتیجه انجامید: شکست طبقه متوسط و یک گام به عقب. 18 تیر 1378 با تظاهرات 23 تیر سرکوب شد، انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 به رقیب واگذار گردید و در آخرین پیکار انتخاباتی 1388 با پیروزی مجدد محمود احمدی نژاد و پس از آن سرکوب جنبش های خیابانی، این طبقه را به انفعال نسبتا کاملی فرو برد. ایده اصلاحات از پایین به بالا که از طریق فشارهای اجتماعی مردمی و رسانه ای به عنوان راهبرد اصلی نیل به جامعه مدنی برگزیده شده بود، پس از این ماجراها به انزوا کشیده شد و در مقابل آن راهبرد رقیب در سالهای اخیر مطرح شد: نیل به توسعه از طریق توسعه محافظه کارانه از بالا. بنابر این رویکرد، این رهبران کنونی جامعه هستند که بایستی راضی به توسعه شوند و اجازه فعالیت در جهت نیل به توسعه را به نیروهای سیاسی و فرهنگی طرفدار توسعه بدهند. بر اساس این رویکرد، شیوه توسعه دموکراتیک از پایین به بالا بدون رضایت رهبران و صاحب نفوذان جامعه به جایی نمی رسد و تنها راه نیل به توسعه آن است که خود رهبران راضی به واگذار کردن بخشی از قدرت و توزیع آن در میان سایر نیروهای توسعه مدار جامعه باشند.
داستان عشق شورانگیز «علی» و «گندم» به دلیل اینکه هر دو فقط دوست دارند به هم برسند و هیچ کدام حاضر نیست «حرکتی» انجام دهند و با پدر «گندم» صحبت کنند، به جایی نمی رسد. پدر «گندم» نیز که قرار است مقابل کدخدا-صفر- بایستد و دختر خود را به علی بدهد، به دلیل مواد مخدری که وارد نان مردم می کند و ترس از رسوایی، فاقد توان لازم برای این کار می‌شود. گندم در نتیجه این اقدام پدر راضی به همسری کرامت- پسر کدخدا- می‌شود و علی که اسلحه ای می دزدد تا پسر کدخدا را هدف قرار دهد از این کار ناتوان است. او حتی توان این را ندارد که خود را بکشد. این کرامت است که اسلحه را از زیر فک او بر می دارد. هیچ کسی را یارای رساندن علی به گندم نیست. تنها کرامت است که می توان این را دارد که با گذشتن داوطلبانه از حق به رسمیت شناخته شده خود، عاشق درمانده را به معشوق تن به ازدواج او داده برساند. بر خلاف سایر داستان های عاشقانه، در اینجا قهرمان نه «عاشق» که «رقیب» عاشق است و اوست که با تصمیم «فداکارانه» خود از تصاحب «گندم» علی خودداری می کند، او/ آن را به علی واگذار می کند، علی ناتوان را از خودکشی باز می دارد و قهرمانانه و بزرگوارانه راهی «شهر» می شود.
بدین ترتیب ساختار رابطه طبقه متوسط جدید جامعه با قدرت و سودای توسعه و جامعه مدنی، در رابطه علی- که سالها پیش از روستا به شهر مهاجرت کرده و شهری شده است، گندم و پسر کدخدا در جامعه ای با ساختارهای مادی روستایی و مردمی شهری شده بازنمایی می‌شود.

ارسال کننده:bakhshi      تاریخ: 1391.10.20

چاپ | ارسال | دفعات خوانده شده: 4226 |

جستجو در سايت

ورود به سايت




 


 مشکل در ورود به سيستم؟
 کاربر جديد؟ !عضو شويد
بازديدكنندگان
بازديدكنندگان امروز: 202
بازديدكنندگان ديروز:537
مجموع بازديدها: 4390203
كاربران برخط
در حال حاضر 0 كاربر عضو برخط.

کاربر ميهمان خوش آمديد عضوشويد.