عصر محتوای شرق:تحلیل جامعه شناختی فیلم «برف روی کاج ها»

عصر محتوای شرق


تحلیل جامعه شناختی فیلم «برف روی کاج ها»

توصیف اجتماعی شخصیت های فیلم

رویا
اولین چیزی که در مواجهه با رویا به نظر می آید سردی او در تعاملات و دامنه اندک بروز هیجانات در او است. او فردی درون گرا و بدون جنب و جوش ها و فعالیت های تکانشی است. شادی و اندوه – هر دو- در وی بروز های کم دامنه ای دارند. شادی در وی بروز اندکی دارد به طوریکه در غالب موارد نمی خندد (تنها در دو صحنه از فیلم خندیدن او دیده شد، یکی از آنها هنگام خواندن جوک روی موبایل نریمان). عصبانیت و تنفر هم در او تجلی محدودی دارد. اوج تجلی احساس خشم و تنفر او بدین صورت بروز می کند که هنگامی که متوجه می شود فنجان چایی او همان فنجان لپ پریده ای است که نسیم از آن چای می خورد آن را به درون سطل آشغال می اندازد (حتی همین کار هم با آرامی انجام می شود). همچنین است پاک کردن کلیدهای پیانو از آثار انگشت نسیم. غم و اندوه هم فاقد ظهورات شدید است. علیرغم اندوه زیاد، در هیچ صحنه ای رویا گریه نمی کند. او در عین اینکه فردی اهل هنر به شمار می رود، ولی به هیچ عنوان خصلت های احساسی آنان را ندارد و این چندان با مشغولیت و به نوعی حرفه او جور در نمی آید.
رویا فردی وظیفه محور و عقلانی است. او زندگی زناشویی را در انجام مجموعه ای از وظایف نقشی می بیند. برای همسرش غذا بپزد. منتظر بماند تا او دیروقت از سر کار برگردد. با او در خوردن شام همراهی کند. صبح همسرش را برای سفر بدرقه کند و .... هیجانات بخش زائد زندگی او به شمار می روند. او صبح تا شام مجموعه ای از وظایف دارد. ورزش کند. پیانو تدریس کند و امور منزل را منظم کند. تصمیمات زندگی او مبتنی بر محاسبات عقلانی به پیش می روند. در توجیه بچه نیاوردنش می گوید که می ترسیده به دلیل پایینی سنش بچه صدمه ببیند.
رویا خصلت های زنانگی از خود نشان نمی دهد. اهل آرایش و تفریح نیست. با وجود مکنت مالی، اهل خرید و انتخاب پوشاک متنوع و مد روز نیست. در بخش اعظم فیلم، ژاکت تیره رنگی بر تن دارد. با آن ورزش می کند و نان می خرد. حتی برای ورزش روزانه لباس ورزشی خاصی نمی پوشد و با همان ژاکت می دود .

علی
مرد دندانپزشک و در سن بالای 50 سالگی است. موها و ریش سفیدش نشان از سن بالای او دارد ولی صورت بدون چروک و سبک پوشش اسپرتش حاکی از روحیه و تمایلات جوان گرایانه اش است؛ به طوریکه در صحنه اول فیلم در فروشگاه به سبک جوانان ژاکتش را بر روی دوشش انداخته و آستین هایش را به جلو گرده زده. او اهل به زبان آوردن نیازها و انتظاراتش نیست و صحنه هایی از فیلم که به او و رفتارهایش می پردازد حاکی از آن است که با همسرش زندگی کم تنشی را می گذراند. در واقع او نارضایتی اش از وضعیت زناشویی را به زبان نمی آورد. رفاه مالی نشات گرفته از حرفه او باعث شده در زندگی زناشویی به دنبال نیازهایی در سطوح بالاتر از وظایف مرسوم خانوادگی باشد. اهل بازی و هیجان و شوخی و سر به سر گذاشتن است.
بهروز
همکار علی و دوست خانوادگی علی و رویا است. دو سال است که از همسرش قانونا جدا شده ولی تمایل به از سرگیری رابطه زناشویی خود دارد. در زندگی زناشویی خود به دلیل حساسیت ها و - به گفته مریم- «شکی» که به او داشته، دچار کشمکش و متارکه می شود. ظاهرا نسبت به روابط مریم با مردان دیگر به ویژه در مسایل کاری او –که به بازیگری علاقمند است- حساسیت نشان می داده است.
مریم
دوست رویا و همسر سابق بهروز است. شخصیتی تند و تا حدی عصبی با چهره ای استخوانی که با شخصیت او همنوایی دارد. دلیل جدایی اش از بهروز نه روابط فرازناشویی یا رفتارهای اینگونه، که ظاهرا تنش ها و بگو مگو هایی است که با شخصیت عصبی مزاج او تشدید شده و در نتیجه بالاگرفتن کمشکش متارکه کرده است. به همین دلیل، در این دو سال جدایی، او نیز مانند بهروز، با فرد دیگری رابطه عاشقانه برقرار نکرده، به طوریکه بلافاصله در جواب رویا که می گوید بهروز در این مدت دو سال به زن دیگری نگاه نکرده است، می گوید:«مگه من به مرد دیگری نگاه کرده ام؟!» . مریم و بهروز یک پسر دارند که مدرسه می رود و پرداختن به او را بین خود تقسیم کرده اند. همین باعث تداوم روابط کمرنگ این دو با یکدیگر شده است.
نسیم
دختری جوان، ماجرا جو، اهل شیطنت، ظاهرا از طبقه اجتماعی متوسط به پایین. برای استخدام منشی گری به مطب علی مراجعه کرده و رد شده است. علاقمند به ثروت و رفاه؛ به طوریکه با وجود داشتن دوست پسر یا نامزدی که 4 سال با او بود، طرح دوستی با علی می ریزد. اگر توضیحات بهروز را صادقانه فرض کنیم نسیم پس از اینکه علی تصمیم به رها کردن او و بازگشت به فضای زندگی خانوادگی اش می گیرد، او را رها نمی کند و حتی تهدیدش می کند. شاید ورود نسیم به برای یادگیری پیانو به منزل رویا برای تحت فشار قرار دادن علی بوده باشد، هر چند در فیلم شواهدی از تحت فشار بودن و اکراه علی مشاهده نمی شود.
حاج خانم (زن مالک منزل)
زنی مسن، مذهبی، مرفه. خوشرویی همراه با فضولی در زندگی علی و رویا؛ به ویژه در مسایل روابط جنسیتی رویا در غیاب علی. پرهام را در درب منزل پرس و جو می کند. در ادامه نیز می ایستد ببیند رویا با پرهام چه کار دارد.
نریمان
پسری با ظاهری که به طبقه اجتماعی متوسط و رو به پایین بیشتر شبیه است. دارای یک ماشین عمومی (ون قدیمی) است که استارت آن خراب است. کار و بار منظمی ندارد. به گفته خواهرش و خودش هر از چند گاهی می رود و فیروزه تراش نخورده می آورد. اهل برقرار رابطه، پر حرف. با رویا بنای ایجاد رابطه را می گذارد؛ هر چند این رابطه در ابتدا عاری از نیات رمانتیک است. ظاهرا از شخصیت رویا خوشش آمده است. در ادامه با چراغ سبز نشان دادن رویا، بنای روابط عاشقانه را با آو آغاز می کند، به طوریکه حرف های از هر دری سخنی که صرفا دارای کارکرد تداوم ارتباط (و نه هر مقصود دیگری) است با او می زند.


روایت و تبیین
اگر روایت اصلی را جدایی علی و رویا به دلیل روابط فرازناشویی علی بدانیم، سوال این است که چه چیزی موجب این اتفاق شده است؟ آنچه در یک داستان «روایت» نامیده می شود، در تحلیل علمی به آن «تبیین» گفته می شود. به عبارت دیگر، تبیین روایتی است که از پی در پی آمدن رخدادها و ارتباط منطقی آنها با یکدیگر صورت می گیرد به طوریکه نقطه ابهام و حلقه مفقوده ای در این روایت وجود نداشته باشد. بنابراین با توصیف روایتی که فیلم از این جدایی می کند می توانیم به تبیین مد نظر داستان پی ببریم.
شخصیت های متفاوت علی و رویا
علی و رویا دارای دو رویکرد، دو سلیقه و جهت گیری مختلف هستند که با یکدیگر یک گروه اجتماعی ساخته اند و در این چهارده سال زندگی به حکم هنجارهای اجتماعی با یکدیگر زندگی مشترک دارند. علی با روحیه ای شاد و تفریح مدار در این مدت احتمالا نیازهای خود را به صورت فردی در سفرها یا تفریحات با دوستان برآورده می ساخته است؛ چنانچه سفر به آلمان را هم به تنهایی می رود، هر چند در فیلم مشخص نمی شود که آیا این یک سفر کاری است یا غیر آن. با این حال، از فحوای فیلم چنین به نظر می رسد که نمی توانسته سفری با عنوان تفریحی بوده باشد و احتمالا حداقل برچسبی از یک سفر کاری داشته که در واقع نبوده است.
رویا شخصیت متفاوتی دارد. از کودکی به انضباط خو کرده است. در جواب نریمان در مورد کوتاهی ناخن هایش پاسخ می دهد که معلم پیانو اش سخت گیر بوده و همیشه باید ناخن هایش را می گرفته. اکنون نیز به این کار عادت کرده است. زندگی اش شامل برنامه روزانه ثابتی است: ورزش صبحگاهی، تدریس پیانو و مرتب کردن خانه. در آشپزی هم غذاهای بودار استفاده نمی کند به دلیل اینکه خانه بود می گیرد. مثلا اینکه قرمه سبزی نمی پزد. در مجموع رویا شخصیتی سرزنده با رفتارهای پر شور و شنگ نیست. رفتارهای سردی دارد، دامنه بروز احساساتش محدود است: کم می خندد و کم می گرید، حتی در زمانی که خوشحال یا ناراحت است. این خصلت رویا حتی پرهام را به اشتباه می اندازد و با تعجب از فقدان رفتارهای احساسی رویا نسبت به خیانت همسرش به او می گوید «چه جوری این قدر راحتید؟»

برآورده نشدن انتظارات همسر
علی از همسرش شور و نشاط و هیجان می خواهد. این دقیقا همان چیزی است که رویا برآورده نمی سازد. او به لحاظ شخصیتی سرد و منضبط است و وظایف نقشی خود را در انجام وظایف خانه داری و مراقبت از همسر می داند. سطح رفاه خانواده به گونه ای است که فعالیت های خانه داری همسر به چشم مرد نمی آید؛ چرا که به راحتی می تواند این خدمات را در ازای پرداخت پول از دیگران دریافت کند. علی حتی خدمات عاطفی مناسک گرایانه همسرش را نیز پس می زند. بیدار ماندن در عین خواب آلودگی فقط برای اینکه مرد به تنهایی شام نخورد از نظر او ارزشی ندارد. در صحنه مذکور، علی در ضمن شام خوردن مشغول مطالعه مجله ای است و زن در عین اینکه خوابش می آید با او همراهی می کند. مرد متوجه می شود و به او می گوید «خوابت می آید برو بگیر بخواب». پاسخ رویا این است که صبر می کنم غذایت تمام شود و هنگامی که علی می گوید اشکالی ندارد، او می پرسد: «مطمئنی؟» و سپس به اتاق خواب می رود. این مناسک وفاداری و زناشویی خود را در بدرقه علی به سفر نیز نشان می دهد. رویا از علی میخواهد هنگام رفتن او را بیدار کند تا بدرقه اش کند(!). رفتاری که در فضای فیلم صرفا نشانگر یک پوسته مناسکی است بدون اینکه واجد هر گونه احساس و عاطفه یا دلتنگی باشد.
رویا ظاهرا مشکل خاصی با این رابطه زناشویی ندارد. او زندگی زناشویی را در سطح حداقلی تعریف کرده و در این فضا علایق خود را دنبال می کند. به تدریس خانگی پیانو می پردازد و ورزش روزانه اش را انجام می دهد. حداقل فیلم نشانه ای از یک نیاز برآورده نشده زناشویی را در رویا نشان نمی دهد. رویا حتی در مورد نداشتن فرزند نیز با وجود اینکه می گوید به علی اصرار می کرده، احساس خلاء عاطفی شدیدی ندارد. او وضعیت زناشویی خود را آنگونه که هست پذیرفته، خود را با آن سازگار کرده و در آن به حد رضایت معمول رسیده است. او نیز علایق خود را خارج از زندگی زناشویی دنبال می کند، ولی علایقی است که برآورده کردنشان خارج از کانون خانواده از نظر اجتماعی مشروع قلمداد می شود. با این حال، آخرین دیالوگ فیلم نشان از این دارد که رویا خود را با وضعیت زناشویی خود سازگار کرده است. او با علی از تجربه کردن حسی سخن می گوید که «سالها نداشته» است. این یعنی که نیازهای رضا نشده خود را غیر فعال کرده و با وضعیت زندگی خود سازگار شده است.
فقدان فرزند
در زندگی زناشویی آنان فرزندی حضور ندارد که عامل پیوند این دو به زندگی مشترک شود. فقدان فرزند، خانه را از حداقل علقه و عاطفه به زندگی مشترک تهی کرده است. علی و رویا هر کدام در دوره زمانی تقاضای بچه داشته اند که توسط دیگری برآورده نشده است.
تفاوت سنی زیاد و ازدواج زودهنگام
علی و رویا با یکدیگر تفاوت سنی زیادی دارند: چیزی بین 15 تا 20 سال. اینکه چه شده که چنین ازدواجی در بین آنان رخ داده است، در حالیکه به نظر هیچکدام از خانواده ای سنتی به نظر نمی آیند را نمی دانیم. معمولا تفاوت سنی زیاد موجب می شود در حالیکه فرد مسن تر از شور و هیجان تهی شده است، فرد جوان تر همچنان تقاضامند آن باشد و از آنجا همسر توان برآورده ساختن آن را ندارد، به دنبال ارضای نیازهای خود بیرون کانون خانوادگی (مشروع یا غیر مشروع) بگردد. در این فیلم اما قضیه معکوس است. رویا که 35 ساله به نظر می رسد شور و نشاط جوانی را ندارد و علی پنجاه و چند ساله متقاضی آن است: با مهمان شوخی می کند و سر به سر می گذارد، تخته نرد بازی میکند، لباس های اسپرت می پوشد و به سفر خارج می رود.
ظاهرا ازدواج علی و رویا در هنگامی صورت گرفته که رویا تازه نوجوانی را پشت سر گذاشته بوده است. او در جواب مریم که چرا بچه نیاورده است می گوید که آن زمان کوچک بوده و می ترسیده بچه صدمه ببیند. زمانی که دور جوانی و تقاضای بچه علی می گذرد، رویا تقاضای بچه دارد. رویا می گوید که اواخر به علی اصرار می کرده ولی علی نمی خواسته و جواب مریم حاکی از این است که سن طلب بچه علی دیگر گذشته است. ازدواج زود هنگام و پیش از آمادگی رویا باعث شده تا نتواند بخشی از وظایف خانوادگی خود را در سالهایی که نیاز به آن بوده، ایفا کند.
فضای سرد و بی روح خانه
آنچه در پیش آمد با یکدیگر فضای سرد و بی روحی در خانه فراهم آورده اند. آنچه فیلم از آن تعبیر به «برف روی کاج ها» می کند. برف افسردگی و بی رنگی در خانه و خانواده علی و رویا موج می زند و به همین خاطر حسن انتخاب کارگردان حذف رنگ ها از فیلم و نمایش آن به صورت سیاه و سفید بوده است. خانواده رویا و علی عاری از جنبش و جوش و تحرک است. حتی تنشی هم در خانه وجود ندارد که طرفین را متوجه وجود خانواده کند.
زیرپوستی شدن عدم رضایت علی از زندگی زناشویی
با این اوصاف واضح است که علی از این زندگی ناراضی است اما نارضایتی خود را بروز نمی دهد. او از اظهار نیازهای برآورده نشده اش خودداری می کند و وانمود می کند که مشکلی با زندگی فعلی اش ندارد.
ماجراجویی علی
اگر روایت بهروز را باور کنیم، ماجرای اتفاق افتاده ناشی از یک ماجراجویی و رفتار پرخطر از جانب علی بوده است. دوستیی که قصد داشته برای چند صباحی از آن لذت ببرد و سپس آن را ترک کند. آغاز این دوستی هر چند با میل و اراده علی فراهم شده، اما انجام آن دیگر در دستان او نبوده و نسیم حاضر به ترک این رابطه نبوده است. نسیم وارد به عنوان هنرجوی پیانو وارد خانه علی می شود و ظاهرا علی را تحت فشار قرار می دهد. در اینجا قدری روایت فیلم مبهم است. مشخص نیست آیا علی با سفر به لندن به همراه نسیم قصد داشته به رابطه زناشویی خود خاتمه دهد و یا اینکه از بد حادثه و در پی بر ملا شدن رابطه اش با نسیم بوده که ناچار شده درخواست متارکه همسرش را بپذیرد؟ چنانجه روایت اول را بپذیریم انسجام فیلم دچار خلل می شود و صحنه هایی نظیر بازگشت و عذرخواهی و درخواست رجوع او بیهوده است. پس روایت دوم را در نظر می گیریم. علی رابطه ای را آغاز کرده است. چندین بار به مشکلاتی می خورد. تصمیم می گیرد به رابطه خاتمه دهد. نسیم نمی پذیرد. احتمالا سفر لندن را به عنوان پرداخت بهای این ماجراجویی به نسیم داده است که در اینجا دیگر رویا مطلع می شود، به بهروز مراجعه می کند. بهروز علی را د رجریان می گذارد و علی در پیامی تلفنی عذرخواهی می کند و سپس حق طلاق را به او می دهد. این ماجرا جویی هر چند علت نهایی از هم پاشیدن خانواده علی و رویا است، اما خود ناشی از علل ساختاری در این خانواده است که در مطالب پیشین مطرح شد. ممکن است این انتقاد وارد شود که یک مرد حتی با فقدان علل ساختاری پیشین ممکن است دست به ماجراجویی و رفتارهای پر خطر خانوادگی بزند. این درست است، ولی زمانی که تحلیل اجتماعی می کنیم ویژگی های شخصیتی افراد را کنار می گذاریم و علل ساختاری که بر جمع اعمال می شود را وارد کار می کنیم. در شرایطی که خانواده محل ارضای نیازها نباشد، نوع افراد به سراغ جایگزین هایی خارج از خانواده می روند. در این بین البته ویژگی های شخصیتی می تواند ماشه را زودتر بکشد و یا اینکه مدت ها به صورت یک مشکل مزمن خود را در پیامدهای دیگر نشان دهد. در این داستان، علی صرفا یک ماجراجوی بی علت نیست، ماجراجویی او در بستر یک کانون خانوادگی سرد فعال شده است.
جمع بندی روایت/ تبیین فیلم
علی و رویا با فاصله سنی زیاد و در سن کم رویا ازدواج می کنند. این دو شخصیت های متفاوتی دارند. علی فردی اهل تفریح و هیجان و رویا فردی منضبط و کم هیجان است. به دلیل تفاوت سنی و سن کم رویا در هنگام ازدواج توافق در بچه دار شدن به وجود نمی آید و این دو با وجود چهارده سال زندگی مشترک فاقد فرزند هستند. فضای خانواده برای رویا که برنامه های زندگی خود را دنبال می کند مناسب است و یا اینکه خود را با این شرایط تطبیق داده است، ولی این شرایط برای علی ارضا کننده نیست. با این حال، علی اهل ابراز نیازهای خانوادگی و زناشویی خود نیست و همواره اینچنین نشان می دهد که مشکلی با فضای خانواده ندارد. شاید ابراز نیازهای خود را ضعف می داند. در نتیجه به دنبال ارضای این نیازها در بیرون خانواده بر می آید و در طی یک اتفاق درگیر یک رابطه فرازناشویی می شود. با برقراری رابطه اولیه با نسیم کنترل این رابطه از دست او خارج می شود و مجبور به ادامه رابطه می شود. تداوم رابطه در نهایت منجر به مطلع شدن رویا و درخواست طلاق او می گردد.



سایر مضامین اجتماعی فیلم
تغافل، رازداری و مخفی نگاه داشتن!
همه از این قضیه مطلع اند به جز رویا! بهروز که همکار مرد و همسر دوست رویا است، با آنها رفت و آمد خانوادگی دارد و دوست رویا هم محسوب می شود و به قول او «نان و نمک آنها را خورده است». او در جریان است و حتی کلید خانه اش را در اختیار مرد و دختر جوان قرار داده است. دوست پسر دختر جوان که آنها را با هم دیده است و مرد قول داده که او را رها خواهد کرد. حتی دوست رویا که با او تا آخر فیلم همراه است می دانسته و از او مخفی می داشته است. رویا خوئد در آغاز فیلم می گوید: «نصف شهر خبر داشتهاند به جز من». در واقع همه مطلعان ترجیح داده اند که این قضیه را مخفی نگاه دارند. در سکانس اول فیلم وقتی علی و رویا یکی از آشنایان را بههمراه مردی غیر از شوهرش می بینند، علی می گوید که نباید این مساله را به اطلاع کسی برساند شاید که موضوع چیز دیگری باشد. در آن صحنه البته موضوع چیز دیگری بود و مرد برادر کوچک او بود که آنها نمی شناختند. رویا با هر سه نفر به بحث می پردارد و علت مخفی کاری شان را جویا می شود. توجیه دوست پسر دختر جوان این است که علی به او قول داده او را رها می کند و از این قضیه چیزی به کسی نگوید. توجیه بهروز هم همین است. او هم به خاطر وعده علی به رها کردن دخترک و ترس از به هم ریختن خانواده ای که ممکن است دوباره ترمیم شود چیزی نمی گوید. طولانی ترین و چالش انگیز ترین دیالوگ بین رویا و دوستش در می گیرد. او عذر می آورد که بارها می خواسته این نکته را با او در میان بگذارد ولی هر بار نمی توانسته. در آخر به عنوان آخرین تلاش می گوید تو اگر جای من بودی چه می کردی؟ رویا پاسخ می دهد که او را در جریان می گذاشته. کارگردان دیالوگ را تمام می کند اما به نظر می رسد مخفی کاران توجیه مستحکم تری داشتند که آن را مغفول گذاشته و ترجیح داده حق را به رویا بدهد: امید به بازگشت مرد به کانون خانواده.

آشنایی با نریمان
علی یک پیام تلفنی برای رویا گذاشته است: «آدم تا براش اتفاق نیفته نمی تونه بفهمه». رویا این پیام را چندین بار گوش می کند. همین پیام چیزی است که رویا آن را تجربه می کند. نریمان- پسر همسایه- که ظاهرا وضعیت مالی مناسبی هم ندارد (وسیله نقلیه عمومی با استارت خراب!) باب آشنایی با او را باز کرده است. این آشنایی و صحبت کردن در ابتدا فارغ از هر گونه نیت برقرار رابطه خاصی به نظر می رسد. بیشتر پر حرفی های یک جوان به نظر می رسد که مجذوب مهارت های موسیقایی رویا شده است. او به خاطر تنهایی خواهر (که همسرش در عسلویه کار می کند) شبها به منزل او می رود. این رویا است که تصمیم می گیرد رابطه با او را تجربه کند. اما همین برقراری رابطه نیز فاقد هر گونه گرمای احساسی و رفتاری (ناز و عشوه) به نظر می رسد. با این حال همین قدر توجه از سوی رویا کافی است که جوان را بر سر وجد بیاورد. رویا رابطه خاص با نریمان را از کمک به او در روشن کردن خودرواش شروع می کند و بعد دعوت او به رفتن به کنسرت. نریمان می گوید که حاضر است او را برساند. یعنی که در مخیله اش ارتباط هم شان با رویا هم خطور نمی کرده است. شرایط هم موید این وضعیت است. رویا همسر یک دندانپزشک با وضعیت مالی مناسب است و او یک پسر آس و پاس و شغلی در رده پایین. در واقع طبقه اجتماعی رویا و نریمان با هم تفاوت بسیار دارد. رویا در دسترس ترین مرد را برای چشیدن آن وضعیتی که علی در پیام تلفنی اش به آن اشاره کرده بود بر می گزیند.

محله و فضای همسایگی
محله خصوصیات طبقه بالای اجتماعی را به تصور می کشد. دغدغه همسایه ها استخدام یک نگهبان برای کوچه جهت امنیت بیشتر محله است. و البته مشکلات عدم تفاهم بین همسایه ها وجود دارد. همین عدم تفاهم هم سبک زندگی این طبقه را به تصویر می کشد. یکی از همسایه ها سگ در خانه نگاه می دارد و دیگری حفاظ های بلند کشیده. مالک منزل رویا می گوید اگر قرار باشد که برخی پول بپردازند و برخی نپردازند یک نگهبان برای منزل خودمان استخدام می کنیم. محله البته از هر دو طیف مذهبی و غیر مذهبی نیز دارد. ولی با هم همزیستی دارند. این نریمان است که به دلیل عدم تعلق به این فضا صدای موسیقی اش را بلند کرده و اعتراض «حاج آقا» را بر می انگیزد. از این رو محله، خصلت های اصالت را هم نشان می دهد. این محله شامل افراد نوکیسه یا جوان های مجرد نیست و مالکان عمدتا افراد جا افتاده مذهبی و غیر مذهبی هستند. دارای هنجارهای خاصی برای محله و حساس به حضور غربیه ها.
مالک منزل رویا که فردی مذهبی است این حساسیت را با گرایش های مذهبی آمیخته و شخصیتی ساخته که امروزه با صفت «فضول» به عنوان یک صفت منفی شناخته می شود. او جوانی را که به منزل رویا آمده و اشتباها زنگ طبقه مالک را زده است را مورد پرس و جو قرار می دهد و بعد می ایستد تا ببیند او با رویا چه کاری دارد. نریمان را که برای روی سی دی آورده با نگاه ممتد تعقیب می کند و در مجموع نسبت به روابط مردان در منزل حساس است. اینها همه نشان می دهد که مکان زندگی رویا یک محله به معنای یک اجتماع دارای هنجارها و نظارت اجتماعی است.

مراحل مواجهه با داغ ننگ طلاق
رویا با مطرح شدن رابطه علی و تصمیم به طلاق با اولین مساله ای که مواجه می شود نحوه کنار آمدن با داغ ننگ (به تعبیر گافمن) زن مطلقه است و همانطور که گافمن خاطر نشان ساخته، استراتژی او در این مرحله مخفی سازی است. او ماجرا را از زن مالک منزل و حتی مادر خود پنهان می کند. می داند که به محض بر ملا شدن این مساله، مجبور است خود را با انتظارات نقشی جدیدی وفق دهد که آمادگی آن را ندارد. گام دوم رویا، زدودن هویت پیشین به عنوان همسر علی است. او در این مرحله عکس های علی را از خانه بر می چیند و حتی چیدمان منزل را تغییر می دهد. با این کار می کوشد تا هر آنچنان چیزی که نماد زندگی خانوادگی پیشین است را محو کند تا برای مرحله سوم- یعنی کنار آمدن با هویت جدید- آماده شود. فیلم البته این مرحله را نمایش نمی دهد و خاتمه می یابد. با این حال، رویا تلاش می کند تا برای جلوگیری از ورود به مرحله سوم، که سخت ترین مرحله نیز هست، مجددا یک زندگی زناشویی ترتیب دهد. هر چند رویا در دیالوگ انتهایی بیان می دارد که برای تجربه آن حس اقدام به برقراری رابطه کرده است ولی بعید می نماید این صرفا یک اقدام سرسری و صرفا برای کسب تجربه عاشقانه بوده باشد. اقدام رویا تلاشی برای بنای مجدد هویت پیشین –زن متاهل- پیش از در افتادن در هویت جدید و پذیرش داغ ننگ طلاق است.

دروغ
دروغ در کنش های شخصیت های اصلی فیلم امری طبیعی و متداول است. مریم برای تعطیل کردن کلاس به دروغ اظهار می کند که درخانه بنایی دارد. به آژانس مسافرتی به دروغ می گوید که نسیم خواهر زاده اوست. به دروغ در حضور حاج خانم وانمود می کند نریمان سی دی نازی جون رو براش آورده. به مادرش به دروغ می گوید که مریم سر صبحی آمده اینجا و زمانی که دروغش برملا می شود به مادر شکایت می کند که تو که می دانستی چرا پرسیدی؟!. و همچنین به دروغ به پرهام می گوید علی مریض است و در خانه خوابیده. این دروغ ها بدون هیچ احساس ملامت وجدانی بیان می شوند. مریم نیز دروغ می گوید. او قدش را به دروغ 1.76 می گوید و در تمام مدت به دروغ تظاهر می کند از رابطه علی و نسیم چیزی نمی دانسته. علی به مدت 6 ماه با دروغ زندگی میکند و در نهایت عذرش را برای رفتن این بیان می کند که مجبور نباشد به رویا دروغ بگوید: «رفتم تا دیگه بهت دروغ نگم». نسیم هم دروغ می گوید و در تمام مدت هنرجویی برای رویا نقش بازی می کند. حتی حاج خانم به عنوان یک کار خوب عنوان می کند که به دروغ به حاج آقا گفته رویا اجاره منزل را هفته پیش پرداخت کرده است. در این فضای کنشی، همه به هم دروغ می گویند. تنها برخی دروغ ها پیامدهای سنگین تری دارند و برخی معمولی ترند!




ارسال کننده: bakhshi       تاریخ: 7 اسفند 1393

آدرس خبر:   http://hbakhshi.com/index.php?module=pagesetter&func=viewpub&tid=2&pid=90