عصر محتوای شرق:عاشقی یا آداب دانی؟ در حاشیه فیلم HITCH

عصر محتوای شرق


عاشقی یا آداب دانی؟ در حاشیه فیلم HITCH

مثلا در فیلم «روز ششم» شیوه ای که قهرمان فیلم در آن تخصص داشت به شدت نقد می‌شود. مرد قهرمان فیلم رفتارهایی را برای یک رابطه موثر در بازاریابی یا فروش محصولات به دیگران می آموخت، نظیر اینکه لبخند بزنید! به چهره طرف مقابل مستقیم نگاه کنید و نظایر آن. اما مرد خودش در روابط خانوادگی خود با شکست مواجه شده بود. این فرد تصادفا با فردی عقب مانده ذهنی مواجه می‌شود و این اتفاق زندگی او را عوض می کند و از آن به بعد نه طبق یک سری دستورالعمل، بلکه به طور واقعی زندگی می کند. برای فرزندان و همسرش «واقعا» و از صمیم قلب رفتارهایی انجا می دهد که آنها را خوشحال کند به جای اینکه از قواعدی آزمون شده برای تاثیرگذاری بر آنها استفاده کند. محتوای فیلم آن بود که «تنها رفتارهایی که از دل برآمده باشند بر دل می نشینند و لا غیر». طرفداران این رویکرد به شدت منتقد قواعدی هستند که مثلا دیل کارنگی در کتاب «آیین دوست یابی» مطرح می کند. در فیلم «حیچ» نیز قهرمان فیلم که متخصص رفتارهایی است که طبق قاعده می تواند بر طرف مقابل تاثیرگذاری داشته باشد، رویه واقعی خود را تغییر می دهد و از قضا موردی که منجر به ازدواج هم می‌شود، موردی است که فرد نتوانسته توصیه های او را عملی کند. با این حال، در این فیلم حیچ که قهرمان فیلم است تاکید می کند که کار من گول زدن زنان و دختران نیست، بلکه به مردانی که واقعا «عاشق» طرف مقابلشان هستند می آموزم که چگونه رفتار کنند تا در دل معشوق خود نفوذ کنند. به بیان خود او، «کار من فراهم کردم فرصت است».
رویه دوم، بر این مبنا واقع شده است که شکل رفتار اثر تعیین کننده ای بر نفوذ و تاثیرگذاری دارد و تمرکز خود را بر آموزش یک «شیوه رفتاری» برای رسیدن به نتیجه دلخواه در یک ارتباط یا تعامل اجتماعی قرار می دهد. اگر بخواهیم به زبان علم اخلاق سخن بگوییم، باید گفت رویکرد اول بر حسن فاعلی عمل و رویکرد دوم بر حسن فعلی آن تاکید می کند. و اگر بخواهیم بین این دو رویه قضاوت کنیم، باید گفت هر دوی این رویکردها لازم و ملزوم هم هستند. فیلم «حیچ» در واقع همین را می گوید. افرادی که واقعا عاشق هستند، برای اینکه بتوانند عشق خود را به گونه ای ابراز کنند تا معشوق نیز جذب آنها شود، باید آداب آن را بدانند و حیچ متخصص در همین آداب ابراز علاقه است.
فرهنگ جامعه در بردارنده نمادهایی است که تفاسیر مشترکی دارند. به عبارت دیگر، زمانی که فردی رفتاری نمادین از خود نشان می دهد، ما با مراجعه به فرهنگ جامعه یا بعضا غرایز خود، معنایی را دریافت می کنیم و آن را به او منتسب می سازیم. آیا این معنا واقعا در ابراز کننده رفتار نمادین وجود دارد؟ فرض ما بر این است که بله. پیش فرض ما این است که فردی که به ما گل تقدیم می کند به ما علاقه دارد و سخنان محبت آمیز نشانه علاقه ای است که در ضمیر فرد مقابل وجود دارد. فرض بر این است که رفتارهای اینچنینی جوششی از آن چیزی است که در درون فرد وجود دارد و ما با مشاهده این رفتارها پی به ضمیر دیگری می بریم. اما اگر فرد واجد چنین احساسی نباشد و صرفا با نیت خاصی چنین رفتارهایی را الگوبرداری کرده باشد چه؟ در این صورت ما فریب خورده ایم! برای همین است که ممکن است در بدو امر آموزش چنین رفتارهایی ناپسند بیاید. ما انتظار داریم این رفتارها آموخته نشوند تا صرفا افرادی بتوانند چنین رفتارهایی را انجام دهند که دارای چنان احساساتی باشند. در این صورت این رفتارها همواره اصیل می مانند و نه کپی برداری شده.
در مقابل باید به این نکته نیز توجه کرد که احساسات اصیل نیز برای اینکه بتوانند به دیگری «منتقل» شوند باید از طریق رفتارهای صحیحی که دارای معناهای فرهنگی یا غریزی صحیح باشند صورت گیرند. عاشقان راستینی که نمی دانند چگوه باید رفتار کنند در برقراری یک رابطه اجتماعی مناسب موفق نمی شوند و سرانجامشان به ناکامی می انجامد.
مخاطبان ما انسان هایی هستند که برای پی بردن به معانی که در ضمیر ما وجود دارد، چاره ای جز تفسیر رفتارهای نمادین ما با مراجعه به معانی فرهنگی این رفتارها ندارند. بنابراین، این نمادها را باید آموخت و به جا استفاده کرد؛ در غیر این صورت رفتارهایی که انجام می دهیم غیر موثر یا حداقل کم تاثیر خواهد بود.
اگر بخواهیم نظریه جامعی در مورد این دو رویکرد داشته باشیم، باید گفت هر یک از این دو رویکرد بدون دیگری ناقص است. عاشقانی که رفتارهای نمادین موثر را- چه در انتقال ابراز علاقه و چه در رفتارهایی که ایجاد علاقه متقابل نماید- ندانند، در نیل به هدف خود ناکام می مانند یا در بهترین حالت مدت زمان و تلاش زیادی لازم دارند تا به مراد خود برسند؛ در مقابل، افرادی که بدون علاقه قلبی به ارسال نمادهای جعلی می پردازند، ممکن است در کوتاه مدت موفق شوند، اما با افزایش تعامل و ارتباط ناخواسته رفتارهایی انجام خواهند داد که ماهیت جعلی بودن رفتارهایشان را نشان خواهد داد. در یک کلام، عاشقی بدون آداب دانی حداقل در کوتاه مدت، و آداب دانی بدون عاشقی حداقل در بلند مدت محکوم به شکست خواهد بود.




ارسال کننده: bakhshi       تاریخ: 12 فروردين 1392

آدرس خبر:   http://hbakhshi.com/index.php?module=pagesetter&func=viewpub&tid=2&pid=81