عصر محتوای شرق:تنگراهه های اجتماعی سوق دهنده به خودآرایی در جوانان

عصر محتوای شرق


تنگراهه های اجتماعی سوق دهنده به خودآرایی در جوانان

برخی علت این ولع خودآرایی و جلوه گری در برخی زنان را واکنشی به فشارها و تضییقات گذشته می دانند. پندار این دسته آن است که انرژی سرکوب شده میل به خودآرایی و جلوه گری، در پرتو آزادی های نسبی موجود آزاد شده و به صورت انفجاری به افراط در آن گراییده است. تحلیل دیگر آن است که زنان به دلیل اینکه در جامعه ما فضای اندکی از بدن خود (سر و صورت) را می توانند به جلوه در آورند، تمرکز و خودآرایی بیشتری در آن اعمال می کنند. دسته ای دیگر نیز معتقدند سلطه رسانه ای جوامع غربی موجب الگوسازی کم پوششی و خودآرایی در میان زنان و دخترانی شده که این رسانه ها را مصرف می کنند. تحلیلی که اینجا ارائه می شود بر اساس رابطه جلوه گری با ساختار همسریابی است. دختران و پسران جوان زمانی که به سن بلوغ می رسند تمایل غریزی آنان را به سوی همسریابی سوق می دهد. در گذشته مسوولیت همسریابی جوانان بر عهده خانواده و والدین بود و گزینش همسر نه به طور مستقیم توسط خود فرد، بلکه باواسطه والدین و بزرگان خانواده صورت می گرفت. به همین خاطر، جوان نیازی نداشت برای به دست آوردن همسر یا جلب توجه جنس مخالف به جلوه آرایی دست بزند. در زنان جلوه آرایی معمولا در جمع های محدود زنانه، همانند مجالس روضه و میهمانی زنانه، حمام های عمومی و نظایر آن، صورت می گرفت تا بر اساس آن احتمال برگزیده شدن خود را بالا ببرند. امروزه با کوچک شدن خانواده ها و کاهش روابط اجتماعی خانوادگی و محله ای، خانواده ها دیگر توان همسریابی برای فرزندانشان را ندارند. والدین دیگر دختران دمِ بخت همسایگان و هم محله ای هایشان را نمی شناسند و قادر نیستند افراد مناسبی را برای فرزندشان پیدا کنند. بعلاوه، با گسست هنجاری و فرهنگی نسل ها از یکدیگر و الگوسازی رسانه ها به سمت ازدواج عاشقانه مبتنی بر رابطه پیشینی دختر و پسر، جوانان نیز علاقمند به قبولِ پسند و انتخاب والدین خود نیستند. نتیجه عدم توانِ والدین و فقدان تمایل جوانان به همسریابی باواسطه این می شود که دختران و پسران تلاش کنند خودشان به همسریابی بپردازند. اولین گام در همسریابی مستقیم یا بی واسطه، جلب توجه طرف مقابل است. این جلب توجه اولیه، مقدمه و محرک تلاش برای شناخت بیشتر دیگری و شکل گیری یک عاطفه نیرومند برای همزیستی و رابطه زناشویی یایدار است. در همسریابی نیازمند شناختی شخصی از طرف مقابل هستیم تا بتوانیم میزان سازگاری منش و رفتار خود را با همسر احتمالی آینده خود را بسنجیم. شکل گیری عاطفه محرک زناشویی نیز تعاملی است که انس و وابستگی متقابل ایجاد کند. زمانی که فضاها و بسترهایی برای تعامل مستمر افراد از دو جنس مخالف فراهم باشد، آنان این فرصت را دارند تا با رفتار و منش خود (و نه صرف ظاهر فیزیکی)، دیگری (جنس مخالف) را تحت تاثیر قرار دهند و او را برای شکل گیری یک زناشویی برانگیزند. برای مثال، دو همکار فرصت دارند تا در روزهایی که کنار هم مشغول کار هستند، ویژگی های یکتا و ارزشمند خود را به دیگری بنمایانند. اما اگر چنین فرصتی فراهم نباشد چه؟ یعنی اگر فرصت و بستری برای تعامل دو جنس فراهم نباشد، آنها چگونه می توانند وارد فرایند همسریابی شوند؟ بر اساس نظریه انتخاب عقلانی، انتظار می رود آنان تلاش کنند رفتارهایی انجام دهند تا در کوتاه ترین زمان ممکن (زمان یک مواجهه گذرا) بتوانند توجه جنس مخالف را برای همسرگزینی جلب کنند. چنین امری ممکن نیست، به جز از طریق پرداختن زیاد به ویژگی های بصری فیزیکی که در اولین نگاه می‌تواند توجه دیگری را جلب کند. بنابراین به نظر می رسد ساختار اجتماعی موجود که از سویی وظیفه همسریابی را بر عهده خود فرد می گذارد، و از سویی بستر و فرصتی برای تعامل مورد نیاز جهت شکل گیری شناخت و پیوند عاطفی ارائه نمی دهد، زیاده روی در پرداختن به ویژگی های فیزیکی و جلوه گری های بصری را رقم می زند. این راهکار قرین به توفیقی است که جامعه در تنگراه اجتماعی موجود به ناچار آن را انتخاب کرده است.


ارسال کننده: bakhshi       تاریخ: 18 مرداد 1397

آدرس خبر:   http://hbakhshi.com/index.php?module=pagesetter&func=viewpub&tid=2&pid=121