عصر محتوای شرق:درخصوص اشتغال

عصر محتوای شرق


درخصوص اشتغال

بنابراین پتانسیل کار افراد یک جامعه، هر روز مصرف می شود. چه بخواهیم و چه نخواهیم. اگر این پتانسیل به کار تبدیل شود، باقی می ماند و در غیر این صورت هدر می رود. اگر همه افراد یک جامعه کار کنند و محصول کار خود را به جامعه عرضه کنند، در نهایت، همه افراد جامعه می توانند از محصول کار یکدیگر نیازهای خود را ارضا کنند و به رفاه دست یابند.
شرط اینکه نیروی سربار بتوانند در یک اجتماع باقی بمانند آن است که محصول کار دیگران، علاوه بر رفع نیازهای خود، مازادی داشته باشد که بتواند نیازهای نیروی سربار آن اجتماع را نیز برآورده سازد. در غیر اینصورت نیروی سربار ناچار به خروج از جامعه است که می‌تواند به صورت برون مهاجرتی خود را نشان دهد.
اصل بهره وری
هر چه افراد یک جامعه بتوانند از میزان مشخص توان و انرژی خود، محصول بیشتری به دست بیاورند، در مجموع ارضای نیاز بیشتری دارند و به رفاه بالاتری دست می یابند. این همان مفهوم بهره وری است. جامعه ای که مردم آن بهره وری بالاتری در کار خود دارند، در مجموع به رفاه بیشتری دست پیدا می کنند. چون توانسته اند از میزان انرژی مصرفی خود، محصول بالاتر و ارضای نیازهای بیشتری به دست بیاورند. در جامعه ای که کار، بهره ور است، امکان افزایش مدت زمان فراغت فراهم می شود. به دلیل اینکه جامعه می‌تواند مازاد مورد نیاز نیروی کار و سربار (شامل کودکان و سایر افرادی که کار خود را به هر علتی به محصول تبدیل نمی کنند) جامعه را با مدت کمتری کار تولید کند.
اشتغال به غیر تولید غذا
انسان ها زمانی می توانند به مشاغل غیر تولید غذا بپردازند که افرادی که به تولید غذا می پردازند (به طور مشخص کشاورزان و دامداران) مازاد غذایی افزون بر نیاز خود تولید کرده باشند. در این صورت است که می توان به نیازهای با کشسانی بیشتر پرداخت.

زمانی که انسان ها می خواهند به کاری اشتغال پیدا کنند، باید کاری را انتخاب کنند که محصول تولیدی آنان مورد نیاز یا تقاضای جامعه باشد. در چنین صورتی به آن کار مفید می گوییم. در دو صورت یک کار، مفید نخواهد بود. حالت اول، آنکه محصول کار به خودی خود مورد نیاز یا تقاضای جامعه نباشد. مثلا ممکن است محصول کار فردی تولید استخراج سنگ دانه های با اندازه ای خاص از خاک باشد. این محصول مورد تقاضای جامعه نیست. حالت دوم، آنکه محصول کار به خودی خود مورد تقاضای جامعه باشد، اما چون دیگران به اندازه کافی آن را تولید می کنند، این محصول مازاد بر تقاضای جامعه است و برای آن تقاضایی وجود ندارد.
در حالتی که افراد جامعه با یکدیگر ارتباطات کامل دارند، هر فردی می‌تواند در این ارتباطات متوجه تقاضاهایی در جامعه شود که کسی بدان پاسخ نگفته است یا به اندازه کافی برآورده نشده است. در نتیجه آن را پیشه خود سازد. برای مثال ممکن است متوجه شود که تقاضا برای حرفه بنّایی بیش از عرضه آن توسط دیگران است؛ در نتیجه به این تقاضای جامعه پاسخ دهد و بنّایی را پیشه خود سازد.




ارسال کننده: bakhshi       تاریخ: 10 دي 1396

آدرس خبر:   http://hbakhshi.com/index.php?module=pagesetter&func=viewpub&tid=2&pid=117