عصر محتوای شرق:مرثیه ای برای زن خانه دار: تحلیلی بر فیلم «به همین سادگی»

عصر محتوای شرق


مرثیه ای برای زن خانه دار: تحلیلی بر فیلم «به همین سادگی»

طاهره با فعالیت های خانه داری رابطه برقرار نمی کند. شور و نشاط و خلاقیتی در انجام آنها به خرج نمی دهد. همه را به اجبار و از روی اکراه انجام می دهد. در تربیت فرزندان نیز چنین است. او در تربیت فرزندان توفیقی ندارد. نه تنها از شیوه های ناصحیح استفاده می‌کند، که فرزندانش نیز از او حسابی نمی برند. او برای اینکه پسرش، علی، به کیک داخل یخچال ناخنک نزند، به دروغ می گوید که این کیک همسایه است. دروغی که با پرسش پسر از همسایه ها برملا می شود. دخترش تمایلی به فراگرفتن آشپزی از او ندارد و به اکراه تن به آموزش او می دهد و غر می زند که وقتی بزرگ شد غذای آماده می خرد. پسرش غذایی را که او درست کرده نمی خورد و حتی علیرغم تاکید او بر نشست سر میز، بدون هیچ توجهی به او، غذا را ترک می‌کند. در مواجهه با غفلت دختر و سوختن غذا در کنشی احساسی سر او داد می زند و او را «دست و پا چلفتی» خطاب می‌کند. دختر قهر می‌کند و زن برای آشتی به او رشوه می دهد که پالتوی بارانی خود را به او می دهد. با بازی پسرک رابطه برقرار نمی کند. هنگامی که پسر از او می خواهد با تفنگ تیر بزند، بدون هیچ شور و نشاطی و از روی اجبار این کار را می‌کند. ولی وقتی یا دنیای نوجوانی خود می افتد، با حسی نوستالژیک و لبخند از آن دوران یاد می‌کند. زندگی زناشویی او را از خوشبختی دنیای نوجوانی و تجرد جدا کرده است. زمانی که سوار اسب می شد (وقتی پسران همسن و سالش فقط می توانستند سوار الاغ و یابو بشوند!) و به خوبی تیراندازی می کرد. زن مهارت های فراوانی داشته که همه را در خانه داری تاهل به زیر خاک کرده است و این رمز افسردگی او است. او حتی می توانسته خواننده خوبی بشود، ولی خانه داری فرصت این شکوفایی را هم از او گرفته است: هنگامی که زن با خود زیر لب آواز می خواند و دختر می گوید که چقدر صدای خوبی دارد. طاهره نه تنها در تربیت فرزندان توفیقی نداشته، که حتی نتوانسته الگو و مرجع خوبی برای آنان باشد. او علیرغم توانایی ها، مهارت ها و استعدادها، یک زن عقب مانده است که از دنیای روز و علوم و فناوری نوین چیزی نمی داند. دختر او برای دانستن پیش بینی هوا از روی اینترنت به منشی پدرش زنگ می زند و از او مشاوره می خواهد. پسرک نیز وقتی معنای واژه ای به انگلیسی را از مادر می پرسد و او با تردید پاسخ می دهد، پاسخ او را قبول نمی کند و ترجیح می دهد از منشی پدرش سوال کند. او حتی به اندازه منشی پدرش نیز فاقد اقتدار معنوی برای فرزندانش است و این مساله او را رنج می دهد. در نتیجه، فضای فیلم یک دوگانه را ترسیم می‌کند: زن خانه دار سنتی عقب مانده از دنیای روز، و زن شاغل به روز و توانا. داستان فیلم زن خانه دار را بر زن سنتی منطبق می‌کند و بین این دو ملازمه ای برقرار می‌کند؛ گویا خانه داری با خود عقب ماندگی از دانش و فناوری روز را به همراه می آورد. در مقابل، اشتغال زن، ولو در حد منشی یک اداره (!)، او را به یک زن دانا و مرجع، حتی برای فرزندان دیگران، تبدیل می‌کند. این باوری است که متاثر از ارزشمند شدن اشتغال بیرون از خانه زن در فیلم بروز و نمود پیدا کرده است. این فیلم، در واقع مرثیه ای بر زن خانه دار است. خانه داری نه تنها زن را از شکوفا کردن استعدادهایش و پیشرفت و ارتقای شخصی باز می دارد، بلکه او را حتی در نقش های سنتی مادر و همسری نیز ناکام می گذارد. فیلم به یک نکته جانبی دیگر نیز می پردازد: خانواده ها و روابط زناشویی مضمحل شده. اکثر اطرافیان طاهره، مشکلات زناشویی به مراتب بدتری از او دارند. مرد میانسال همسایه تنها زندگی می‌کند. دوست بوتیک دار او از همسرش جدا شده و طنز داستان اینکه، در انتهای داستان، بهجت خانم از او می خواهد تا برای دخترش که دارد عروس می شود، قران را باز کند، چرا که به دنبال یک «سفید بخت» می گشته تا قران دخترش را بگشاید (!) روابط طاهره و همسرش هرچند همراه با کشمکش نیست، ولی به هیچ عنوان ارضا کننده زن نیست. او به آرایش صورتش نمی رسد و ابروهایش به گفته زن همسایه به شدت به هم ریخته است. البته به زودی علتی این مساله مشخص می شود: همسرش به آرایش او توجهی نمی کند. طاهره به خودش عطر می زند، ولی امیر هنگامی که به خانه می آید، به جای اینکه متوجه عطر زن در نزدیکی او شود، بوی سوختگی غذای آشپزخانه را استشمام می‌کند. او در خانه، نه در مورد امور منزل که مسایل محیط کار صحبت می‌کند. در واقع او محیط کار خود را نیز به خانه می آورد. از نظر امیر، خانه و خانواده محلی برای استراحت و تجدید قوا است تا دوباره وارد کار شود. زندگی او در محیط کار خلاصه شده و در خانه صرفا به برخی وظایف مرد سنتی، همچون تامین معاش توجه دارد. امیر در عین اینکه کلیشه یک مرد سنتیِ بی توجه به زندگی را بازی نمی کند، ولی اهل همدلی و «شنیدن» نیست. او سعی می‌کند ظاهر زندگی خانوادگی را حفظ کند. در حالیکه بیرون غذا خورده، می کوشد تا با پنهان کردن این امر با همسرش غذا بخورد. در مقابل طرح مشکلات همسرش، به جای گوش دادن و وقت گذاشتن، سریعا پیشنهادها و راه حل هایی را به او پیشنهاد می‌کند و در نهایت در عین بذله گویی و خوش خلقی از درک همسر خود و نیازهای او عاجز است (هر چند ظاهرا متوجه این اشکال در زندگی خود نیز نمی شود). هر چند نکات متعدد دیگری نیز در فیلم وجود دارد، ولی بایستی مرکز ثقل مضمون این فیلم را بر مسایل و مشکلات یک زن خانه دار دانست. مدعای «به همین سادگی» این است که خانه داری برای زن نه برای خودش مطلوب است و نه حتی برای فرزندانش (و شاید همسرش). زن موفق، به لحاظ نقشی و شخصیتی، زن شاغل است که در دنیای روز زندگی می‌کند و به نیازهای روز پاسخ می دهد. این مدعا اگرچه ممکن است در وضعیت فعلی جامعه تا حدی درست باشد، ولی پیامدهای مطلوبی ندارد. زن خانه دار می‌تواند به اندازه زن شاغل و بیش از او در دنیای امروز زندگی کند و به مهارت ها و فنون زندگی مسلط شود. زن خانه دار، لزوما زن سنتی نیست. چنین نگاهی، خودشکوفایی و رشد شخصیتی را در اشتغال بیرون از خانه منحصر می‌کند که مسلما چنین نیست. حتی در دنیای غرب نیز چنین ملازمه ای مطرح نمی شود، چنانچه در فیلم ها و سریال های غربی (به ویژه آمریکایی) ما هیچ ملازمه ای بین سنتی بودن و خانه داری نمی بینیم و کار بیرون از خانه انتخابی است که نه برای نیل به رشد شخصیتی و به روز شدن، بلکه برای رفع نیازهای مادی و یا استفاده از حرفه و دانش آموخته شده انجام می شود. چنین مدعایی در فیلم، زنان جامعه را به سمت اشتغال بیرون از خانه، نه به خاطر افزایش رفاه، بلکه در جستجوی خودشکوفایی و عقب نمانده از زمانه پیش می برد، امری که نه تنها در اشتغال بیرون خانه حاصل نمی شود، بلکه در فضای مشکلات نرخ بالای بیکاری جامعه، تقاضای کاذبی برای کار ایجاد می‌کند.


ارسال کننده: bakhshi       تاریخ: 11 آبان 1394

آدرس خبر:   http://hbakhshi.com/index.php?module=pagesetter&func=viewpub&tid=2&pid=100